محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

32

تحفه خانى ( فارسى )

در شئ واحد برين وجه تواند شد اما باعتبارات مختلفه و اسباب سه قسم است بادى و سابق و و اصل و سبب بادى آنست كه بدنى باشد يعنى اخلاط بدن سبب نباشد بلكه از خارج بدن باشد مثل حرارت آفتاب و برودت هوا مثل غضب و فرح كه نيز اعراض نفسانيست و سبب باديست زيرا كه نفس غير بدنست و خارج بدن و سبب سابق آنست كه ميان او مرض واسطه باشد و سبب و اصل آنكه ميان او و مرض واسطه نباشد پس انسداد مجرا و عدم وصول هوا كه از اسباب تعفن است مر اخلاط را اين سبب سابق باشد مر حمّاى عفنى را و حصول تعفن سبب و اصل باشد مر اين حمّى را زيرا كه بعد از تعفن حدوث حمّى بالفعل است و هيچ واسطه نيست و پوشيده نماند كه از اشياى رديّه تا نيكو دفع شهوت هائجه است مر غذا را و بر حافظه صحت واجبست كه چون شهوت طعام كه صادق باشد او را دفع نكند كه طبيعت را ياس حاصل مىشود و همين‌كه شهوت غذا شد بالفعل مىباشد خورد زيرا كه جدا از حصول شهوت صادقه غذا وارد شود رطوبات محموده در بدن منجذب مىشود بمعده زيرا كه آنچه مطلوبه او بود بوقت وارد نشد و آنچه منجذب مىشود اكثر چنانست كه صفرا است زيرا كه ارق و الطف اخلاط در بدن اوست هرگاه منجذب شود و مجتمع با فضول در رطوبت معده كه درو حرارت معده كه سبب جوع اشتداد يافته است آن را حرارت غريزى اعانت مىنمايد و اين فضول منجذبه را مثل صديد مىگرداند كه مراد به آن ( خونابه ) است و اين سبب اسهال مرض مىگردد و از مراعات حفظ صحت آنست كه در تابستان غذاى بارد بالفعل مىپايد و در زمستان غذاى حار بالفعل زيرا كه اگر تابستان غذا حار بالفعل واقع شود حرارت حسّى موجب تحليل كثير شود زيرا كه غذاى حار